دانلود آهنگ جدید از سایت چهل کلاغ

اشعار شهریار - افسانه شاعر - چهل کلاغ

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸
فرزاد فرزین - خرابش کردی
حامد زمانی - دلارام
حمید هیراد - کدئین
سیروان خسروی - جای من نیستی
سیروان خسروی - اینم میگذره
علیرضا روزگار - فول نایس
مسیح و آرش - دریا

اشعار شهریار – افسانه شاعر

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۳
اشعار شهریار - افسانه شاعر

اشعار شهریار – افسانه شاعر

نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم
سر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم
من از دل این غار و تو از قله آن قاف
از دل بهم افتیم و به جانانه بگرییم
دودیست در این خانه که کوریم ز دیدن
چشمی به کف آریم و به این خانه بگرییم
آخر نه چراغیم که خندیم به ایوان
شمعیم که در گوشه کاشانه بگرییم
من نیز چو تو شاعر افسانه خویشم
بازآ به هم ای شاعر افسانه بگرییم
از جوش و خروش خم وخمخانه خبر نیست
با جوش و خروش خم و خمخانه بگرییم
با وحشت دیوانه بخندیم و نهانی
در فاجعه حکمت فرزانه بگرییم
با چشم صدف خیز که بر گردن ایام
خرمهره ببینیم و به دردانه بگرییم
بلبل که نبودیم بخوانیم به گلزار
جغدی شده شبگیر به ویرانه بگرییم
پروانه نبودیم در این مشعله باری
شمعی شده در ماتم پروانه بگرییم
بیگانه کند در غم ما خنده ولی ما
با چشم خودی در غم بیگانه بگرییم
بگذار به هذیان تو طفلانه بگرییم
ما هم به تب طفل طبیبانه بگرییم

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
76 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.



دسته بندی

مطالب محبوب