دانلود آهنگ جدید از سایت چهل کلاغ

اشعار فریدون مشیری - صبح آشنایی - چهل کلاغ

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۸
فرزاد فرزین - خرابش کردی
حامد زمانی - دلارام
حمید هیراد - کدئین
سیروان خسروی - جای من نیستی
سیروان خسروی - اینم میگذره
علیرضا روزگار - فول نایس
مسیح و آرش - دریا

اشعار فریدون مشیری – صبح آشنایی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۳

در صبح آشنایی شیرین مان تو را
گفتم که مرد عشق نئی باورت نبود
در این غروب تلخ جدایی هنوز هم
می خواهمت چو روز نخست ولی چه سود
می خواستی به خاطر سوگند های خویش
در بزم عشق بر سرمن جام نشکنی
میخواستی به پاس صفای سرشک من
این گونه دل شکسته به خاکم نیفکنی
پنداشتی که کوره سوزان عشق من
دور از نگاه گرم تو خاموش میشود
پنداشتی که یاد تو این یاد دلنواز
درتنگنای سینه فراموش می شود
تو رفته ای که بی من تنها سفر کنی
من مانده ام که بی تو شب ها سحر کنم
تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی
من مانده ام که عشق ترا تا ج سر کنم
روزی که پیک مرگ مرا می برد به گور
من شبچراغ عشق تو را نیز می برم
عشق تو نور عشق تو عشق بزرگ توست
خورشیذ جاودانی دنیای دیگرم

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
95 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.



دسته بندی