دانلود آهنگ جدید از سایت چهل کلاغ

اشعار فریدون مشیری - موج ز خود رفته رفت - چهل کلاغ

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰
فرزاد فرزین - خرابش کردی
حامد زمانی - دلارام
حمید هیراد - کدئین
سیروان خسروی - جای من نیستی
سیروان خسروی - اینم میگذره
علیرضا روزگار - فول نایس
مسیح و آرش - دریا

اشعار فریدون مشیری – موج ز خود رفته رفت

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه‌شنبه 3 فوریه 2015

موج ز خود رفته رفت ساحل افتاده ماند .
اين، تن فرسوده را،پاي به دامن كشيد؛
و آن سر آسوده را،سوي افق ها كشاند.
ساحل تنها، به درد در پي او ناله كرد:
موج سبكبال من،بي خبر از حال من،
پاي تو در بند نيست.بر سر دوشت، چو من،
كوه دماوند نيست.
هستم اگر می روم خوشتر ازين پند نيست
بسته به زنجير را ليك خوش آيند نيست
ناله خاموش او، در دلم آتش فكند
رفتن؟ ماندن؟ كدام؟ ای دل انديشمند؟
گفت:«به پايان راه، هر دو به هم مي رسند»
عمر گذر كرده را غرق تماشا شدم:
سينه كشان همچو موج، راهي دريا شدم
هستم اگر ميروم، گفتم و رفتم چو باد
تن، همه شوق و اميد، جان همه آوا شدم
بس به فراز و نشيب، رفتم و باز آمدم،
زآن همه رفتن چه سود؟ خشت به دريا زدم!
شوق در آمد ز پای، پای درآمد به سنگ
و آن نفس گرم تاز، در خم و پيچ درنگ؛
اكنون، ديگر، دريغ، تن به قضا داده است!
موج ز خود رفته بود، ساحل افتاده است

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
257 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.



دسته بندی

مطالب محبوب