اعلانی در حال حاظر وجود ندارد!

سکوت صدای گامهایم

260
0
آگوست 26, 2014

بدو بوسه دات کام

سکوت صدای گامهایم را باز پس می دهد
با شب خلوت به خانه می روم
گله ای کوچک از سگها بر لاشه ی سیاه خیابان می دوند
خلوت شب آنها را دنبال می کند

و سکوت نجوای گامهاشان را می شوید
من او را به جای همه بر می گزینم
و او می داند که من راست می گویم
او همه را به جای من بر می گزیند
و من می دانم که همه دروغ می گویند

چه می ترسد از راستی و دوست داشته شدن ، سنگدل
بر گزیننده ی دروغها

صدای گامهای سکوت را می شنوم
خلوتها از با همی سگها بهترند
سکوت گریه کرد دیشب
سکوت به خانه ام آمد
سکوت سرزنشم داد
و سکوت ساکت بود سرانجام
چشمانم را اشک پر کرده است

اشتراک گذاری:

در حال جستجو در سایت . . .