یادم نیست

بدو بوسه دات کام
بدو بوسه دات کام

هم نفس دیروزم هیس
چیزی نگو سکوت کن
من میگویم تو گوش کن
یادم نیست چگونه بهارو تابستان
گذشت و خزان بازگشت
یادم نیست چند ماهتاب رد شد
تا آفتاب باز در بیاد
یادم نیست قطره های باران
بر سرم چکید یا اشک بود
که بر گونه هایم ریخت
یادم نیست چلچله مهاجرت کرد
یا بوف کور بازگشت
یادم نیست گرمای دست تو بود
یا اصلا دستی برای من نبود
یادم نیست دوستت دارمهایت را
شنیدم یا تنها من بودم که میگفتم
یادم نیست تو عجولانه رفتی
یا من گریه کنان بدرقه ات کردم
آری ای همسفر دیروزى
چه آسان دارد یادت بخیر میشود
چه سنگین اما از یادم میروی…

اشتراک گذاری: