اعلانی در حال حاظر وجود ندارد!

آهِ سردی که در شکارِ منی بغضِ دردی که یادگارِ منی تو غریبانه سوزِ پاییزی برگِ زردی که در بهارِ منی تنِ سردم تمامِ دیوارَست تو دریچه که در حصارِ من نیست بالاتر از کدورتِ تو ای سیاهی که روزگارِ منی! آسِمانِ غمینِ اهوازم هم تو گردُ تو هَم غبارِ منی برقراری به لوحِ سینه […]

تقدیر را می پذیرم سعی می کنم هر چه را زمستان از من گرفته در بهار پس بگیرم هنوز روز ها وچیز های زیادی باقیست هنوز دنیا زیبایی های بسیار دارد هنوز خیلی چیزها را دوست دارم هنوز می توانم همه را دوست داشته باشم ای دل غمگین مباش هنوز کبوتران زایش می کنند هنوز […]

پشت این شیشه های کثیف کورسویی از نور اگر هم هست … پیدا نیست … در خانه ای که یخ زده از خاطرات دور یا نزدیک دیوارهای نم گرفته می گویند: زندگی زیبا نیست!!! رو به دیوار … رو به سکوتهای ملالت بار آه اگر نبود کوری و کری…. میدیدم نطفه ام را تمام هستی […]

ﺗﻮ ﻫﺮ ﺷﻬﺮِ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﯽ ﮔﻢ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺗﻮ ﺑﻐﺾ ﻭ ﺩﺭﺩ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﮕﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﺪ ؟ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﮕﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩ ؟ ﻣﮕﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺑﺒﺎﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺩﻝ ﻫﯿﺸﮑﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﮓ ﻧﺸﻪ؟ ﭼﻪ ﺯﺧﻢ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﺗﻮﯼ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﯾﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﯿﮑﺸﻪ […]

سقف خونم طلاي ناب زير پاهام حصير سرد تو دست من سيب گلاب اما دلم پره ز درد مثل درخت بيدکي تکيه مو دادم به کسي شدم درختي تو کوير تنها و خشک يک اسير اما يه روزگاري بود پدر بزرگمون مي گفت بهشت همين دنياي ماست عشق و صفاست اما کجاست مثل درخت بيدکي […]

قبل ترها،همدیگر را میدیدم بعد تلفن آمد دستها همدیگر را گم کردند. بغل ها هم همینطور همه چیز شد صدا .. اما صدا را هنوز میشنیدیم… حتی صدای نفس مزاحم هایی که فقط فوت میکردند… بعدتر،اس ام اس آمد. صدا رفت. همه چیز شد نوشتن. ما مینوشتیم… بوسه را مینوشتیم

باران که شدى مپرس ، اين خانه ى کيست سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست باران که شدى، پياله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست باران ! توکه از پيش خدا مى آیی توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست بر درگه او چونکه بيفتند به خاک شير و شتر […]

چه حس خوبیه.. اینکه تو هستیُ عاشق تر از خودم.. پیشم نشستیُ عادت می دی منو.. به مهربونیات تا من نفس نفس.. دیوونه شم برات چه حس خوبیه.. اینکه تو با منی اینکه به روی من.. لبخند می زنی اینکه به فکرمی.. به فکر من فقط هر چی نگات کنم.. سیر نمی شم ازت با […]

تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه کسی که پای هفت سینت یه عمره سیب می چینه کنار سبزه و سکه، کنار آب و آینه تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه تو هم […]

دوستی ساده ی ما غیر معمولی شد نمی‏دونم اون روز تو وجودم چی شد نمیدونم چی شد که وجودم لرزید دل من این حسو از تو زودتر فهمید تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم؟ چه دلیلی داره از تو دست بردارم؟ بین ما کی بیشتر عاشقه من یا تو؟ هر چی شد از […]

در حال جستجو در سایت . . .