تلخى انتظار
دسته بندی : عاشقانه ها
تاریخ : شنبه 13 دسامبر 2014
گفت مى آیم… سحر شد و نیامد!
نیامد و نخواهد آمد،
زیرا او هیچ پیمانى نبست كه نشكست…
او هیچگاه نسوخته تا معناى سوختن را بداند
او هیچ وقت درد نكشیده تا بداند درد چیست
او هرگز
در انتظار نمانده تا از تلخى انتظار باخبر باشد.
خوب۰بد۰
643 views مشاهده
0 دیدگاه

