
من مرد تنهای شبم مهر خاموشی بر لبم
تنها و غمگین رفته ام دل از همه گسسته ام
تنهای تنها غمگینو رسوا تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم مهر خاموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شبها منم
من مرد تنهای شبم مهر خاموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا با خود و تنها عابر این شبها منم ( ادامه )
خوب۰بد۰
517 views مشاهده
0 دیدگاه
