از قهوه خانه ی سر میدان شروع شد
دسته بندی : عاشقانه ها
تاریخ : یکشنبه 19 ژوئن 2016

از قهوه خانه ی سر میدان شروع شد
از شکل های داخل فنجان شروع شد
می آمدی و بافه ی گیسو به دست باد
و عشق از این فضای پریشان شروع شد
گنجشک تو شدم ،همه ی جفت بازی ام
از سیم های لخت خیابان شروع شد
– رحمت رساد شیخ اجل را – که بوسه مان
از باب ” عشق و شور ” گلستان شروع شد
پرسه شدی به باد ، هوا گردباد شد
بوسه زدی به ابر ، و باران شروع شد
حوّای مینیاتوری گیس گندمی !
از هیکل تو شوخی شیطان شروع شد ( ادامه )
خوب۰بد۰
457 views مشاهده
0 دیدگاه
