دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

» ترانه های عاشقانهدانلود موزیک » صفحه 51

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
ای نام تو بهترین سر آغاز
چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴
دانلود آهنگ علی یاسینی به نام دیوار
پخش آنلاین علی یاسینی - دیوار بازدید : 3,237 views مشاهده
00:00
00:00
پخش آنلاین موزیک

سلام ای صد هزاران شمع روشن

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه‌شنبه 21 ژوئن 2016

شعرهای عاشقانه

سلام ای صد هزاران شمع روشن
هزاران است گل را مرغ و گلشن
تو هستی راز خلقت، نور هستی
شراب خوشگوار و شور مستی
صبای صبحدم مهر دل افروز
دعاهای شبانه شمع جان سوز
تو را شب در نمازم دیده بودم
ز نامت آیت دل خوانده بودم
سلام ای شور شیدائی، ترانه
تو را ای بهترین نام و نشانه
ز شادی سازت آهنگی دگر داشت
خدا را ساز کن، باز آن بهانه

خوب۰بد۰

زیباترین پریچه دریاست مال من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه‌شنبه 21 ژوئن 2016

شعرهای عاشقانه

زیباترین پریچه دریاست،مال من
من عاشقم، تمامی دنیاست مال من
آن نغمه های مست، که از باغ می رسد
وان برگ گل پرنده که برخاست، مال من
هرشب، نسیم وار ز خوابم گذشته ای
عطری که در گذار تو پیداست مال من
جایی که نیستی، همه در اختیار خلق
هر جا نشسته ای تو، همان جاست مال من
زان جا که نقش توست به هر گوشه آشکار
در این جهان، هر آنچه که زیباست مال من
در عمق چشم های تو از خویش رفته ام
آن جرعه ای که در ته میناست، مال من
آن خواهشی که جان مرا سوخت، مال تو
وان آتشی که از نگاه تو برپاست، مال من
اینک تمام حسن، گرچه هویداست، مال تو
آنک تمام عشق، گرچه معماست، مال من

دکتر منوچهر محمدزاده

خوب۰بد۰

تو به من می‌خندی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه‌شنبه 21 ژوئن 2016

شعر‌های عاشقانه

تو به من می‌خندی
تو به من می گویی: که دلت غمگین است،
دل من غمگین نیست، فکر تو بد بین است
تو به من می‌خندی!
تو به من می گویی: که همین است جها ن!!
تو به من می گویی: که زمستان زیباست
تو به من می گویی: که نفس دست خــداست.
تو به من می‌خندی!
تو ندانی که دلم، در غمت می گرید
به تمنای وصالت ای دوست، چشم من می گرید!
تو ندانی که در این دل چه سخن ها دارم
تا به آن فکر کنم، بغض من می شکند.
تو به من می‌خندی!
تو به من می گویی: تو چــرا خـامـوشی!!؟
در دلم حرفی است: که چرا می خندی؟ (ادامه)

خوب۰بد۰

این روزها حس می کنم از عشق سرشارم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه‌شنبه 21 ژوئن 2016

شعر های عاشقانه

این روزها حس می‌کنم از عشق سرشارم
حس می کنم حال و هوای دیگری دارم
این من که می بینی ،من یک سال پیشم نیست
پیداست این از چهره ام از شوق بسیارم
حس می کنم چیزی که از چشم تو می آید
این روز ها جا می‌کند در عمق پندارم
در خواب هم نام قشنگت بر لبم جاریست
یعنی به یاد تو میان خواب بیدارم
می خواستم بعد از شکستن های پی در پی
دل را به دست مردم این شهر نسپارم
می خواستم آن طور که می خواستم باشم
اما تو که باشی من از تسلیم ناچارم (ادامه)

خوب۰بد۰

در ديگران مي جويي ام اما بدان اي دوست

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه 19 ژوئن 2016

اشعار عاشقانه

در ديگران مي جويي ام اما بدان اي دوست
اين سان نمي يابي ز من حتي نشان اي دوست
من درتو گم گشتم مرا در خود صدا مي زن
تا پاسخم را بشنوي پژواك سان اي دوست
در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
سردي مكن با اين چنين آتش به جان، اي دوست
گفتي بخوان – خواندم – گرچه گوش نسپردي
حالا كه لالم خواستي پس خود بخوان اي دوست
من قانعم آن بخت جاويدان نمي خواهم
گر مي تواني يك نفس با من بمان اي دوست
يا نه، تو هم با هر بهانه، شانه خالي كن
از من – من اين بر شانه ها بار گران- اي دوست
نا مهرباني را هم از تو دوست خواهم داشت
بيهوده مي كوشي بماني مهربان اي دوست
آن سان كه مي خواهد دلت با من بگو آري
من دوست دارم حرف دل را بر زبان اي دوست

“محمدعلي بهمني”

خوب۰بد۰

از خانه بيرون ميزنم اما کجا امشب

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه 19 ژوئن 2016

اشعار عاشقانه

از خانه بيرون ميزنم اما کجا امشب
شايد تو ميخواهي مرا در کوچه ها امشب!
پشت ستون سايه ها روي درخت شب
مي جويم اما نيستي در هيچ جا امشب؟
ميدانم ، آري نيستي اما نمي دانم
بيهوده مي گردم به دنبالت چرا امشب؟
هر شب ترا بي جستجو مي يافتم اما
نگذاشت بي خوابي به دست آرم ترا امشب
ها…سايه اي ديدم! شبيه ات نيست اما حيف!
اي کاش مي ديدم به چشمانم خطا امشب
هر شب صداي پاي تو مي آمد از هر چيز
حتا ز برگي هم نمي آيد صدا امشب
امشب ز پشته ي ابرها بيرون نيامد ماه ( ادامه )

خوب۰بد۰

از قهوه خانه ی سر میدان شروع شد

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه 19 ژوئن 2016

اشعار عاشقانه

از قهوه خانه ی سر میدان شروع شد
از شکل های داخل فنجان شروع شد
می آمدی و بافه ی گیسو به دست باد
و عشق از این فضای پریشان شروع شد
گنجشک تو شدم ،همه ی جفت بازی ام
از سیم های لخت خیابان شروع شد
– رحمت رساد شیخ اجل را – که بوسه مان
از باب ” عشق و شور ” گلستان شروع شد
پرسه شدی به باد ، هوا گردباد شد
بوسه زدی به ابر ، و باران شروع شد
حوّای مینیاتوری گیس گندمی !
از هیکل تو شوخی شیطان شروع شد ( ادامه )

خوب۰بد۰

کودکی که تازه دیده باز می کند

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه 18 ژوئن 2016

عاشقانه ها

کودکی که تازه دیده باز می کند
یک جوانه است
گونه های خوشتر از شکوفه اش
چلچراغ تابناک خانه است
خنده اش بهار پر ترانه است
چون میان گاهواره ناز می کند…
ای نسیم رهگذر به ما بگو
این جوانه های باغ زندگی
این شکوفه های عشق
از سموم وحشی کدام شوره زار
رفته رفته خار می شوند؟؟
این کبوتران برج دوستی
از غبار جادوی کدام کهکشان
گرگ های هار می شوند؟؟

«فريدون مشيري»

خوب۰بد۰

می خوانمت به نام سزاوار دیگری

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه 18 ژوئن 2016

اشعار عاشقانه

می خوانمت به نام سزاوار دیگری
ای آنکه از حریم تکلم فراتری
می آیی و به وزن صداقت برای عشق
صدها غزل، شقایق آبی می آوری
بر عجز ناتمام افقهای شبزده
اعجاز پر فروغ طلوع مکرری
تو قبله گاه باور چندین طلوع سبز
معبود بی نیاز هزاران صنوبری
می خوانمت به نام غریبه به نام خویش
می خوانمت به نام سزاوار دیگری…!

خوب۰بد۰

من راوي‌ام ! تو شخصيت داستان من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه 18 ژوئن 2016

ترانه های عاشقانه

من راوي‌ام … تو شخصيت داستان من
انكار کن که آمده‌اي در جهان من
با يک تم جنايي مبهم موافقي ؟
با يک رُمانس عشق ؟ بگو قهرمان من !
اين‌جا ـــ درون قصه‌ي من ، شهرزاد شب !
بعد از دو قرن آمده‌اي در زمان من …
… و راه ميروي دل من تاپ … تاپ … تاپ
حالا صداي پاي شما از زبان من ،
بر سطرهاي کاغذ من جان گرفت و بعد
در خوابي عاشقانه شدي ميهمان من ـــ
من رواي‌ام … ولي وسط خواب‌هام تو ،
مجبور مي‌شوي که بگويي بيان من ،
اصلا به ذهنيات شما جور نيست پس
ديگر چه جاي سنجش سود و زيان من
حالا دوباره پاي شما … تاپ … تاپ … تاپ ( ادامه)

خوب۰بد۰