بعضی حرفا
بعضی حرفا رو نمیشه گفت
باید خورد
ولی بعضی حرفا رو نه میشه گفت نه میشه خورد
می مونه سر دل
میشه دلتنگی …
میشه بغض
میشه سكوت
میشه همون وقتی كه خودتم نمیدونی چه مرگته ….
بعضی حرفا رو نمیشه گفت
باید خورد
ولی بعضی حرفا رو نه میشه گفت نه میشه خورد
می مونه سر دل
میشه دلتنگی …
میشه بغض
میشه سكوت
میشه همون وقتی كه خودتم نمیدونی چه مرگته ….
زندگی بافتن یك قالیست ؛
نه همان نقش و نگاری كه خودت میخواهی ؛
نقشه را اوست كه تعیین كرده ؛
تو در این بین فقط می بافی ؛
نقشه را خوب ببین !
نكند آخر كار ، قالی زندگیت را نخرند …..
قول بده اگر آمدی ، بمانی
قول بده اگر خواستی بروی ، مرا هم با خود ببری
چه خودم را
چه یادم را
چه روحم را
انسان است… فراموشکار است…
از تنهایی اش که در بیاید ، تنهایی ات را دور می زند…
پشت می کند به تو… به گذشته اش…
بیخیالی من به خاطر این است
که جز خیال او که بی خیال من است
خیالی دیگر را پذیرا نیست
حتی با نبودن او ، و نداشتنش….
بوسه یعنی لذت دلدادگی
لذت از شب لذت از دیوانگی
بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من با من بمان
نه نمیدانی …
هیچکس نمیداند …
پشت این چهره ارام در دلم چه میگذرد …
نمیدانی …
کسی نمیداند …
این ارامش ظاهر و این دل نا ارام …
چقدر خسته ام میکند
ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ، ﻳﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺧﺮﻳﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻧﮕﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺪﮐﻲﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ …
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﮐﻤﻲ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ، ﺟﺎﺑﺎﺯﻣﻲ ﮐﻨﺪ .
ﺧﺮﻳﺪﻡ ، ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ،
ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯﻧﮑﺮﺩ ، ﻓﻘﻂ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﻱ ﭘﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﺳﺎﺧﺖ .
ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ، ﺑﻬﺮ ﺣﺎﻝ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻧﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ ،
ﺩﺭﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﻲ ﭘﻮﺷﻢ . ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻫﻢ ، ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ.
ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ …
ﮐﻔﺸﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢﺧﻮﺷﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩ ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ
ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ …
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ ،
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﺩﺍﺷﺖ . ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻃﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺣﻤﻠﺶ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯼ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩ.
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ …
ﺍﻣﺮﻭﺯ!!!
ﮐﻔﺶ ﻫارو دور انداختم …
سر خاک من…
اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه…
اونی که نخواست ما رو ببینه بالاخره میاد دیدن جنازم…
اونی که حتی نیومد تولدم میاد زیر تابوتمو میگیره …
اونی که سلام نمیکرد میاد برای خداحافظی…
چه روز قشنگیه اون روز همه هستن…
حیف که خودم نیستم…
تو احوال پرسی های روزانه واژه ی “بد نیستم”
به معنای “خوب بودن” نیست
به معنای “بد بودن” هم نیست
یه برزخیه که از “بد بودن” هم بدتره ..
این را درک کن